براي نوشتن نيازي به دفتر نيست
قلم كه باشه كافيه
هرجايي ميشه نوشت، حتي رو ديوار
________________________________
گفتي بعد از من دفتر دلت رو به اسم من براي هميشه ميبندي
اما نگفتي قلمتُ چيكار ميكني!!!
براي نوشتن نيازي به دفتر نيست
قلم كه باشه كافيه
هرجايي ميشه نوشت، حتي رو ديوار
________________________________
گفتي بعد از من دفتر دلت رو به اسم من براي هميشه ميبندي
اما نگفتي قلمتُ چيكار ميكني!!!
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 3:29  توسط ...
|
گلوم داره از دلتنگي ميتركه
از اينجا تا بين الحرمين چند قدمه؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از ديشب تا الان هر بار كه اسم حسين به زبون مياد
قتلگاه جلوي چشام مياد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اونايي كه كربلا نرفتن به عشق امام حسين گريه ميكنن
ولي اوني كه رفته نميدونه با دلتنگيش چي كار كنه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
كسي كه گريه ميكنه بغضش ميره سبك ميشه
وقتي از دلتنگي بينالحرمين گريه ميكني
تازه بغضت يادش ميافته كه گلوتو پاره كنه
به جاي اينكه با گريه آروم بشي، بدتر ميشي
و هرچي بيشتر گريه ميكني دلتنگ تر ميشي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من نرفتم، ولي اونايي كه رفته بودن مكه
رفته بودن مدينه،
تو بين الحرمين ميگفتن كربلا يه چيز ديگه است
يه حس ديگه است
شايد
آرامش محض
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:9  توسط ...
|
ببين بـا قلب غمگينش چـه كـردي
ببين بـا زخـم ديرينـش چـه كـردي
ببين با عقلشيرينت تو اي دوست
چه لطفهايي كهدر حقش نكردي
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:27  توسط ...
|
از گـريـه خستهام
از شكوههـاي تـو
از شب به شب شنيدن آه و فغان تو!
من نرگسم، خمار
شيداي عـاشـقي
داده بـه بــاد مـرا، رنـگ سـيـاه تــو!
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:33  توسط ...
|
نه گفتن به ديگران ناراحتم ميكنه!
اما اين يه واقعيته كه:
گاهي اوقات نگفتنش بيشتر ناراحتم ميكنه
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:2  توسط ...
|
فكر كن!
چه قدر يك نفر بايد ... ؟؟؟
چه قدر بد شانسي
من امروز فقط محض خنده اومده بودم
و بين اون همه پنجره خاموش
درست بايد پنجره تو رو روشن ببينم؟
محض خنده اومده بوديم و اسباب خنده هم محيا شد
"بسيار خنديديم"
خوش باشي
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:58  توسط ...
|
برعكس همه چيز كه به زبان آسان
و در عـمـل سـخـت اسـت
بيست و چهــــــار ســــــال به زبان سخت،
اما به يك چشم بر هم زدن گذشت!
______________________________________
ميخواستم با تو سخن بگويم
شايد درد و دل كنم
گويي كمك ميخواستم!
اما...
ترديد نگذاشت.
پرسيد: از كجا ميداني قابل اعتماد است؟
آيا ميشود دانست؟؟؟
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:31  توسط ...
|
از گريه خستهام
هرچند هنوز، برق چشمانم
گواه اشكهايي است
كه در بغض من نهفته است.
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 23:46  توسط ...
|
آن هنگام كه دست چشمانم ملتمسانه
به دامن لبهاي عصبانيت مي آويخت.
آن هنگام كه اشكهايم،
در قلب تنگ و چشم سنگت اثر نميكرد
گمان كه هيچ، به خواب هم نميديدي
كه دل خستهام، لبهايت را به هم بدوزد،
براي هميشه!
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 23:46  توسط ...
|